|
عشق سحر
|
|
|
|
||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 19:34 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باعرض سلام خدمت تمام بینندگان عزیز
من حدس میزنم همه ی شما وقتی این وبلاگو میبینین هی به خودتون میگین که اخه این سحر کیه که این قدر اسمش تو وبلاگ اومده (اخه به شما چه این سحر دوست منه خیلی هم دوسش دارم و حاظرم به خاطرش هر کاری بکنم این همه هم که نوشتم سحر دوست دارم بی حساب کتاب نیست پس دعام کنید بهش برسم
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 19:32 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یادته اولین لحظه ی دیدار قسم خوردیم برای هم بشیم یار ولیکن تا شدم رام تو" رفتی گذاشتی منو با دلم گرفتار راضی شدی به مردن غرورم به یادتم اگر چه از تو دورم به پات میافتادم چه عاجزانه اشکای من میریخت چه کودکانه به پای وعده ی بی اعتبارت نشسته این دلم چه صادقانه راضی نشو به مردن غرورم به یادتم اگر چه از تو دورم
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 19:30 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قلبمو دادم بهت گفتم پیش تو بمونه امن ترین جایه . خیالم راحت میشه فکرشم نمیکردم روزی باید از تو جداشم . آخه هروقت از رفتن حرف میزدم اشک تو چشات حلقه میزد ! پس چی شد عزیزم ؟؟؟ شاید . اگه بشه . اگه خدا بخواد . فعلا نمیدونم ! حالا زوده یعنی عشق تو به همین چند کلمه وابسته است ؟؟ نمیدونم دلم و به عشق تو خوش کنم یا نه ؟ دلم و به اون حرفایی که میزدی خوش کنم یا به این کلماتی که خنجری بود توی قلبم !! اصلا نمیدونم دلم و باید خوش کنم یا نه ؟ سخته یکی بهت بگه ستاره شو بچینمت یکم که بگذره بگه دیگه نیا ببینمت ! بخدا خندم میگیره . نمیدونم چی بگم . نمیدونم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 22:10 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:31 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:28 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجام به خاکستر نشاندی ربودی دفتر دل را ولی افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی گرفتم عاقبت دل بر من افروخت پس از مرگم سرشکی فشاندی گذشت از من ولی آخر نگفتی که بعد از من به امید که ماندی
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:25 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:20 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیشب از آسمون ستاره می چیدم
رو برگهای گل و شبنم می پاشیدم وقتی بیدار شدم گل کرده بود خورشید آخه دیشب بازم خواب تو رو دیدم صدای تو برام صدای بارونه من و با نم نم گرمش می خوابونه نگام که میکنی برق نگاه تو تمام تار و پودم رو می لرزونه ..... یه شب ازون شبای روشن آبی چه حالی باتو داشتم توی مهتابی بیا ای قصه هات شیرین تر از رویا که امشب به سرم باز زده بی خوابی دلم پر می کشه در هوای تو دلم چه خوابا دیده باز برای تو هنوز تب میکنم مثه تابستون وقتی یادم میاد گل بوسه های تو دلم پر می کشه در هوای تو دلم چه خوابا دیده باز برای تو هنوز تب میکنم مثه تابستون وقتی یادم میاد گل بوسه های تو
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:16 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:11 توسط مهدی شمس
|
|
|||||
|
|||||